امّا حقّ شما برمن . . . اين است که به شما بياموزم تا ناداني نکنيد و ادب آموزم تا بدانيد . [امام علي عليه السلام]
جلوه

بنام «او» که صيغه غايب نيست


 


يک:


اتحاد شوم مسيحيت و صهيونيزم. نه مسيحيان صهيونيست بلکه مسيحيان کاتوليک؛ آنانکه از قديم به دشمني با يهود به خاطر «گناه ديرين» مشهور بودند. چه شده که اکنون پاپ و کليساي کاتوليک در محکوميت کنفرانس هولوکاست در ايران اولين «گروه» اند. چه شده که اکنون پاپ ...ِ يهودي را به عنوان مشاور برگزيده است؟


مسلمانانِ صهيونيست؟! بي نقاب شان در «خارج»، وهابي ها که سر افسارشان در تل آويو بند است و با نقاب شان؛ در «داخل» ...


اينها يعني خبر هايي در راه است، يعني اخبار «مهدوي» مهم تر و جدي تر از آني اند که ما مي پنداريم. يعني پيگير خبر هاي «آخر»ي مهدويت باشيم و هوشيار.


 


يکِ ديگر:


قصه از آنجا آغاز شد که خدا خواست خليفه اي جعل کند...


در بهشت نخستين بين آدم و حوا زوجيتي که «بايد» رخ نداد و «اَکلي» که بايد صورت نگرفت و اين شد که نياز شد به اردويي تقويتي در زمين...


و بين خدا و انسان فاصله اي نيفتاد ولي بين انسان و خدا فاصله بسيار افتاد: «قله زاد و طول السفر» و محرکي لازم بود براي حرکت به سوي کمال، به سوي خدا، به سوي اکل و اين چيزي بود به نام «عشق»...


اين دنيا براي آن بود که آدم عشق خودش را «ورز» بدهد، با عشق خودش بازي نکند، عشق ورزي کند نه عشق بازي...


و زن و مرد: مرد مذکَر است يعني اسم مفعولي که يک مذکِر لازم دارد همان جنس مقابل يعني زن...


الرجال قوامون علي النساء. کودک انسان يک سال به پاهايش «قوام» مي دهد تا بعد از آن پاها به او «قيام» بدهد. جالب آن است که جمع پا=رجْل و مرد=رجّل هردو مي شود رجال. زن بايد به مرد قوام بهد تا مرد قيام بدهد به او و خودش. مرد بواسطه زن قوام مي يابد و رجال علي النساء قوام مي يابند. و رجال و «رجال» شدن مرد ها هم از ناحيه زنهايي است که به آنها قوام داده اند. و گرنه همه اشباح الرجال اند. که نازنين بانگ زد: اي اشباح الرجال و لا الرجال: اي شبه مرد هاي نا مرد. اگر «مهدي» عج بخواهيم که آن بانگ را بر ما و جامعه ما نزند بايد رجال داشته باشد و رجال از «بيت» بيرون مي آيد و بواسطه زن قوام مي يابد و ساخته مي شود....


 


يک آخر


همه اينها گزيده هايي «در ذهن مانده» از جلسه مهدويت در تاريخ 30-9-85 بود در مرکز آفرينش هاي هنر ي کانون خيابان حجاب که هر ماه بر گزار مي شود.


توضيح در باره «يک»: ازسخنان آقاي شفيعي سروستاني


توضيح در باره «يک ديگر»: از سخنان جناب آقاي دکتر غفراني


 


دين آينده و آينده دين عنوان سخنراني دکتر کثيري استاد دانشگاه واتيکان، درجلسه آينده فرهنگ مهدوي است که 28-10-85 ساعت 3 عصر در مرکز آفرينش هاي هنري کانون، خيابان حجاب برگزار مي شود.



محمد علي خدادوست ::: جمعه 1/10/1385::: ساعت 7:35 عصر


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[22/4/1387- 5:0 ص] خوش خيالي
[16/4/1387- 6:9 ص] تسليم (شعر)
[14/4/1387- 3:2 ص] لطفا (شعر)
[12/4/1387- 7:36 ص] ...مي آيم (شعر)
[2/4/1387- 3:50 ع] طعم ترش مرگ(شعر)
[14/3/1387- 6:42 ع] مرثيه دختر خورشيد
[10/3/1387- 4:26 ع] دلم به تو خوش بود (شعر)
[آرشيو شده ها]

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 9
بازديد ديروز: 6
کل بازديد :9572

>> درباره خودم <<
جلوه
محمد علي خدادوست[139]
محمد علي خدادوست، فوق ليسانس ويروس شناسي پزشکي هستم، متولد فريمان، ساکن تهران. شعر و داستانهاي خودم، موضوعات روز، فلسفه و عرفان مطالب اين وبلاگ است. (عکس بالا فرشته کوچولوي من، دخترم ريحانه است)

>> پيوندهاي روزانه <<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لوگوي وبلاگ من<<
جلوه

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<



























>>موسيقي وبلاگ<<

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<