برترين ذخيره، دانشي است که بدان عمل شود و احساني است که بدان منّت ننهند . [امام علي عليه السلام]
جلوه

آفتابه اي به اندازه جزيره انگليس!


برادر ارجمند جناب آقاي دکتر حداد عادل!


رياست محترم مجلس شوراي اسلامي


با سلام


اين روزها مردم ما و به خصوص نسل سوم و جوان پيگير تحولات داخلي و رويدادهاي منطقه‌اي و جهاني هستند. از شروع کار مجلس هفتم و تغييرات اصولي در رويکردهاي مجلس اصولگرا در زمينه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، صنعتي، کشاورزي و... و روي کار آمدن دولت نهم جوانه‌هاي شاداب انقلاب اسلامي از زير گرد و غبار سالهاي غفلت‌زدگي و دلزدگي‌ها و دل‌مردگي‌هاي ناشي از محافظه‌کاري به جاي آرمان‌طلبي و تجمل‌گرايي به جاي رشد و تعالي، عشرت‌زدگي و دم‌غنيمتي به جاي عدالت‌گرايي سر بر آورده است و با چنان سرعتي رو به رشد و تعالي است که درخت پاکي را مي‌ماند که با ريشه‌اي عميق در خاک، سر بر آسمان مي‌سايد که بندگان را در شگفتي فرو برده است. لازمه چنين رويشي ريزش علفهاي هرز، خشکيده، پوسيده و متعفني است که به گوشه و کنار باورهاي مديريتي کشور بختک‌وار چسبيده است.


- اين که هيچ توسعه‌اي بدون فساد مالي امکان‌پذير نيست!


- اين که عدالت در جامعه فقير، توزيع فقر است!


- اين که اگر رشد اقتصادي مي‌خواهيد، ‌اول بايد عدالت را قرباني کنيد!


- اين که مغزهاي اقتصادي همان دزدهاي برتر هستند!


- اين که از نخورده بده به خورده که لذتش را برده!


- اين که انقلاب ميراثي بر جاي نهاده که ايثار، نجابت، کار، تلاش و انفاق از آن مردم و پست، مقام و بيت‌المال از آن آقازاده‌ها و مديران مادرزادي است.


-اين که همه بايد مواظب باشند نکند در مورد يک فساد اقتصادي و دست‌دراز به بيت‌المال، (زبانم لال) کمي بي‌عدالتي صورت گيرد! يا خداي ناکرده، دزدي و رشوه‌گيري و رشوه‌دهي،‌ مورد بي‌مهري يا کم‌عطوفتي واقع شود! نکند دزدي در محکمه قضايي مورد سوال واقع شود! يا مثلا مورد بي‌حرمتي واقع شود و هر چه دزد بزرگتر، دزدي بزرگتر و فساد مالي بزرگتر، احترام دزد بيشتر و رأفت اسلامي در مورد او بيشتر بايد مراعات شود! مبادا کسي که بيش از بيست سال اموال مردم را به يغما داده و برده و مثل کنه به صندلي رياست چسبيده و خود جزيي از پست و مقام شده و ديگر فرقي بين ستون فقرات او با پايه صندلي رياست نيست، حالا اگر مقامي بيايد (به جز حضرت عزراييل (ع) که ايشان هم نمي‌آيد حتما به دستور خداوند متعال که به آنان فرصت داده تا... و تازه اگر بيايند آنقدر آقازاده و عموزاده و... در نوبت مديريت هستند که فرصت به ديگران نمي‌رسد) حالا اگر مقامي بيايد و بگويد، ببخشيد چند صباحي برويد آبي به سر و رويتان بزنيد و نفسي تازه کنيد، قدمي بزنيد... ببخشيد حاج آقا، دکتر،‌مهندس، استاد! کمرتان خشک نشود و....


و چه سر و صداهايي و چه داد و فريادي از همه جا و از هر جا که چرا با آبروي مديران بازي مي‌کنيد و چرا اين قدر شتابزده تصميم مي‌گيريد، صبر کنيد. حتما 27 سال ديگر... تا نسل اندر نسل،‌ مقام و ميز و آقا و آقازاده و پست و رياست چنان در يکديگر ممزوج شوند که با هيچ حلالي قابل حل يا تجزيه نباشند؛ چنانچه در تاريخ حکومتهاي فاسد در جهان و در جهان اسلام و در ايران بارها شاهدش بوده‌ايم و مبادمان....


برادر بزرگوار و فرهيخته جناب آقاي دکتر حداد عادل!


نه بنده بلکه اکثر مردم ما شما را به عنوان يک شخصيت فرهنگي مي‌شناسند تا سياستمدار و مقبوليت شما نيز بيشتر از اين ساحت است. امروز عرصه افکار عمومي و احساسات ملي منتظر اظهار نظر مديران و مسوولان و به خصوص نمايندگان ملت در مجلس شوراي اسلامي است. در اين سالها به خصوص پس از جنگ تحميلي بارها و بارها فرمان مبارزه با مفاسد مالي و اقتصادي و دست درازي به بيت‌المال که ام‌الفساد فسادهاست از سوي بالاترين مقام کشور صادر شده است و بارها و بارها از سوي مسوولان يا ناديده و ناشنيده گرفته شده و يا مسوولان به شعارفکني و فرافکني پرداخته‌اند و شايد به خيالشان که موج عدالت‌خواهي و عدالت‌گستري را با تدبير! از سر بگذرانند (و چه بلايي که در اين سالها به سر معناي تدبير درنياورده‌ايم) و چند صباحي به سخنان تکراري که «عزم ملي مي‌خواهد آقا، گر حکم شود که مست گيرند در شهر هر آنکه هست گيرند» و « تازه خبر نداريد حاج آقا اين پرونده که چيزي نيست، بياييد در دفتر بنده تا به شما نشان بدهم». يا «اين پوست خربزه است زير پاي شما انداخته‌اند»، يا «آقا اين کار دشمن است. مي‌خواهند جلو سرمايه‌گذاري را بگيرند». «آقا با اين اوضاع تزلزل اقتصادي، يا عدم امنيت اقتصادي، ديگر کسي سرمايه‌گذاري نمي‌کند» (يعني سرمايه‌گذاري را معادل دزدي قلمدادکردن) و «آقا الان موقع اين حرفها نيست، بگذاريد يکي دو دهه سرمايه‌گذاري شود صنعت و تجارت پا بگيرد بعد سيستم را بايد اصلاح کرد». (و باز همان قضيه مرغ، تخم مرغ و دلبر جانان من برده دل و جان من و برده دل و جان من) و از مجموع اين فرمايشات عرشي و نصايح فرشي يک توده غليظ ابهام و ترديد در اذهان عمومي ايجاد کرده‌اند تا آن عزم روشن و مصلحانه به يک ترديد و ترس عمومي تبديل شود و به تصور شياطين طراح اين فضاسازي،‌ قدرت فرمان را بشکنند و... آن را کند، کنند، غافل از اين که مثل آنان مثل هماني است که بر سر شاخ بن مي‌بريد.


جناب آقاي دکتر حداد عادل!


چون جنابعالي را يک شخصيت فرهنگي و انديشه‌ورز مي‌شناسيم، مايلم نظر شما را به انتظار اکثريت قريب به اتفاق مردم ايران و حتي خارج از ايران به ميزان جديت نظام جمهوري اسلامي در مقابله با مفاسد مالي و اقتصادي جلب کنم. بدون ترديد دشمنان انقلاب اسلامي با تمام توان و با هر وسيله و هر ترفندي تلاش کرده و مي‌کنند تا:


1- مبارزه با مفاسد مالي و اقتصادي را براي رشد و توسعه خطرناک و مخرب جلوه دهند.


2- مبارزه با مفاسد مالي و اقتصادي را از اولويت بيندازند.


3- مبارزه با مفاسد شکلي و صوري را به جاي مبارزه با مفاسد اخلاقي قلمداد کنند و به آن اولويت بخشند و تازه بگويند مبارزه با مفاسد اخلاقي مقدم بر مبارزه با مفاسد اقتصادي است. يعني رشوه خواري،‌ پارتي‌بازي و دزدي همه مطابق معيارهاي اخلاقي است و هيچ منافاتي با دستورات اخلاق اسلامي ندارد!!


4- تا آنجا که ممکن است با حمايت کردن از مديران کم شعور، غيرخلاق و فاسد، قوانين، ‌مقررات و برنامه‌هاي ناشدني را به تصويب برسانند تا زمينه رشوه‌دهي، رشوه‌گيري و... براي اکثريت فراهم شود. به عبارت ديگر همه يا اکثريت را آلوده کنند تا خودآلوده، جرات اعتراض به مفسدان را از دست بدهد.


5- درشت‌نمايي گناهان فردي و کوچک جلوه دادن يا معمولي جلوه دادن گناهان اجتماعي و عادي‌سازي دست‌درازي به بيت‌المال


6- ناشدني جلوه دادن اجراي عدالت و برگزاري نشست‌ها و سمينارها براي دورزدن عدالت و... تبليغ کنند چون بشر نمي‌تواند به عدالت آرماني دست پيدا کند پس بهتر است از اساس به سمت يک جامعه عدالت‌گريز و قدرت‌گرا برود و همان ماجراي قانون جنگل‌پذيري و بقاي اصلح يا بقاي اقوي و...


7- قوانين و مقررات را براي مردم چنان پيچيده و غيرقابل درک و فهم به تصويب برسانند تا زمينه رشوه گيري، کارچاق‌کني و کار راه‌اندازي مهيا شود. (در حالي که قوانين بايد براي مجريان پيچيده باشد تا مجري از دستکاري در مسير اجراي قانون نگران باشد ولي مردم بايد به سهولت و راحتي کارشان انجام شود.)


8- اگر با تمام ترفندها و توطئه‌ها باز هم موفق نشدند جلو مبارزه با مفاسد اقتصادي را بگيرند، جريان مبارزه با مفاسد مالي و اقتصادي را زير خطاهاي کوچک و بزرگ و قصور و تقصيرهاي مبارزان با مفاسد قرار داده و به جاي تشويق، حمايت، هدايت و ارزيابي جريان مبارزه، افراد مبارز اعم از قضات،‌کارشناسان و کارآگاهان را زير سوال ببرند و آنان را از مبارزه بازدارند و به مردم بباورانند که عطاي مبارزه را به لقايش ببخشند!


9- و هزاران ترفند و توطئه ديگر که نگذارند تا کشور از آلودگي‌ها پاک شود چرا که خوب مي‌دانند هيچ کشور و تمدني بدون مبارزه جدي و پيگير با مفاسد اقتصادي و مالي به هيچ رشد و تعالي نرسيده و نخواهد رسيد.


جناب آقاي دکتر حداد عادل!


اين سخنان را براي شما گفتن «زيره به کرمان بردن» است. شما خود نهج‌البلاغه تدريس مي‌فرماييد. بهتر از بنده مي‌دانيد عدالت‌گستري و حراست از حقوق ملت و بيت‌المال به مراتب دشوارتر از حراست از ثغور مسلمانان و حفاظت از مرزهاي آبي و خاکي است. اگر حفظ و حراست از مرزهاي آبي و خاکي بدون ايثار و شهادت امکان‌پذير نيست، به طريق اولي حراست از مال و اقتصاد ملت به گذشت و فداکاري و... نيازمند است. اما آيا چون دشوار است بايد رهايش کرد؟! يا اولين وظيفه حاکمان و حکومتها به ويژه حکومتهاي الهي است که با تمام توان حقوق مردم را تمام و کمال بي‌منت تحويل‌شان دهند. اميرالمومنين علي (ع) تا آخرين دانه‌هاي خرما و گندم مردم از بيت‌المال را تحويل‌شان نمي‌داد، به خانه نمي‌رفت.


اگر امام علي (ع) عقيل بن ابي‌طالب را با آتش مي‌آزمايد يا دختر عزيزش را که اين روزها متعلق به آن بانوي بزرگوار است، به بريدن دست گوشزد مي‌کند که اگر نبود که «به تو امانت داده بودند، دستت را به حکم خدا قطع مي‌کردم» نشان از جدي بودن امر حراست از اموال بيت‌المال و مومنين و مردم دارد. متاسفانه اين روزها رسانه‌ها و دستهاي ناپيدايي در پشت رسانه‌ها، مزورانه و موذيانه فعال شده‌اند تا اميد مردم نسبت به مبارزه جدي با فسادهاي اقتصادي را متزلزل و نهايتا به ياس تبديل کنند. مبارزه با متعديان و دست درازي‌ها به بيت‌المال که متاسفانه سالها مورد غفلت واقع شده، مبارزه‌اي به مراتب دشوارتر از مبارزه با تجاوز به مرزهاي خاکي و آبي ايران اسلامي است. مبارزه با مفاسد اقتصادي، از درون خانه‌ها با حاج خانم‌ها و آقازاده‌ها و نوه‌ها و... شروع مي‌شود. مبارزه با مفاسد اقتصادي از جنس مبارزه با نفس است و از جنس جهاد اکبر است و حاکمان بايد حقوق مردم و محرومان را تا کابين زنان پيگير باشند.


جناب آقاي دکتر حداد عادل!


قلم شما و بيان شما سالهاست از سرچشمه قرآن مجيد و نهج البلاغه و... سيراب شده است. امروز روز آزمون صداقت‌گويي و صدق‌پذيري و حق‌گرايي همه بزرگان و مسوولان است. آيا به آنچه گفته‌ايم و گفته‌ايد و گفته‌اند و نقل کرده‌ايم، ‌پايبنديم يا اگر کاري درست توسط شخصي که فرضا از ما نيست يا با او کدورتي داريم سر بزند با تمام بهانه‌ها و ارائه دلايل که نبايد اين طوري مي‌نوشتيد، ‌نبايد اينطوري مي‌گفتيد، نبايد اول به او گزارش مي‌داديد، نبايد رونوشت به فلان کس مي‌زديد، اول بايد حکم صادر مي‌شد،‌ بعد گزارش مي‌شد، اول بايد او...


- آيا تمام اين بهانه‌ها اصل مبارزه با مفاسد اقتصادي را زير سوال نمي‌برد؟


- آيا مديران سالم و متعهد آينده که امروز نظاره‌گر برخورد مقامات با جريان‌هاي مبارزه با مفاسد اقتصادي هستند، پيش خودشان نمي‌گويند: «با طناب اين مسوولان بلندمرتبه وارد گود مبارزه با مفسدان اقتصادي نمي‌شود شد


- آيا جامعه‌اي که زير ضربات اين مفاسد سالهاست به مفاسد ريز و درشت ديگري گرفتار شده، نمي‌گويد «بابا دست اينها هم در جيب آنهاست»


- آيا اين همه که براي آبروي فلان مديرعامل حداقل بي‌کفايت... يا آبروي فلان رييس حداقل وامانده، يا آبروي فلان مامور عالي رتبه حداقل گيج و مات نگران هستيم، نگران آبروي اسلام،‌انقلاب اسلامي،‌دستورات صريح قرآن، ‌يا آبروي مردم رشوه‌گير زده، ‌باج گيرزده، مفت‌خور زده، آقازاده زده و حاجي زاده زده هستيم؟!


چگونه است تا بحث حفظ آبرو مي‌شود، بايد به فکر آبروي خطاکاران بزرگ و دزدان بزرگ بيت‌المال باشيم ولي کسي به فکر آبروي فلان زن بيوه، يا آبروي فلان کارگر از کار افتاده يا آبروي فلان جوان بيکار نيست.


- مي‌گويند در برخورد با اشرار و قداره کش‌ها و زورگيرها و متعرضان به نواميس و اموال مردم، نيروي انتظامي به صورتي جدي وارد عمل شده که جاي سپاس دارد و مي‌گويند براي رسواسازي بعضي از اين اشرار آفتابه به گردن آنها آويزان کرده و در همان محل و گذر آنان را گردانده است. راستي اگر قرار باشد آفتابه‌اي به گردن بعضي از اين مفسدان اقتصادي بيندازند، اندازه آن آفتابه چقدر بايد باشد؟ آيا آفتابه‌اي به وسعت جزيره انگليس کافي است؟ يا به اندازه ايالات متحده آمريکا بايد باشد؟ در کجاي اين جهان پهناور بايد آنها را گرداند؟ در منظومه شمسي؟! يا کهکشان شيري؟ يا در مزار شهداي انقلاب اسلامي ايران!


جناب آقاي دکتر حداد عادل!


اگر پس از سالهاي غفلت، ديوان محاسبات وارد عرصه مبارزه با مفاسد اقتصادي مي‌شود و پرونده‌هايي را دنبال نموده نبايد از او سپاسگزاري نمود؟ آيا بايد لغزش‌ها و خطاهاي فردي را چنان بزرگنمايي کرد که اصل مبارزه را زير سوال ببر‌د؟ آيا کاري آن هم به اين پيچيدگي و به اين دشواري، يعني رهگيري و رديابي ميليارد ميليارد تومان پول بي‌زبان «هاپولي شده» و از هضم رابع گذشته، مي‌تواند بدون اشتباه و خطا انجام شود؟ و اگر نمي‌شود، خداي ناکرده بايد چنين نتيجه بگيريم که پس مبارزه با مفاسد اقتصادي را فراموش و اصل مساله را پاک کنيم؟! يا اينکه اگر قرار است اصل مسلم ضريب خطا را در کار بپذيريم،‌خطاي آن را در راه اصلاح و صلاح جامعه که همان مبارزه با مفاسد اقتصادي است، بپذيريم و از کليه مردم بخواهيم با دادن اطلاعاتشان ضريب خطاهاي تجسسي را کاهش دهند. جناب عالي بهتر مي‌دانيد رابطه افقي بين مديران به مراتب غليظ‌تر از رابطه‌هاي عمودي يا به تعبيري ولايي است، يعني تا انگشت تجسس يا اتهام در گوشه‌اي مي‌گذاريد، بار ترافيک تلفن‌هاي ثابت و سيار چند برابر مي‌شود و همه امور مديريتي کشور تحت‌الشعاع دفاع از آن مدير متهم قرار مي‌گيرد.


سالهاست عروسي‌ها و دامادي‌ها و ارتباطات خانواده لوژيکي بين مديران افقي صورت پذيرفته و به خاطر گرفتاري مديران! آقازاده‌ها مشغول رتق و فتق امور مي‌شوند و چه زود هوچي‌گري‌ها و غوغاگري‌ها به رسانه‌ها کشيد مي‌شود.


سالهاست دشمن با کمک ايادي آگاه يا ناآگاه داخلي، نهادهاي نظارتي، تجسسي و داوري،‌ نظام جمهوري اسلامي ايران را مورد هجوم قرار داده است و از هر طريق اين نهادها را که از ارکان هر جامعه‌اي هستند در اذهان عمومي بي‌اعتبار يا کم اعتبار نموده است. اينکه دشمن از چه راهها و روشهايي نهادهاي کليدي که هر کدام بر اساس حفظ يک يا چند از اصول و محورهاي نظام يعني استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي طراحي و تعبيه شده‌اند را متزلزل نموده و از تاثيرگذاري يا فعاليت لازم انداخته و يا مي‌اندازند، بحث بسيار مفصل و لازمي است که پرداختن به آن در اين مجال نمي‌گنجد. اما جناب عالي به خوبي مي‌دانيد يکي از اين نهادهاي کليدي ديوان محاسبات کشور است که زير مجموعه مجلس شوراي اسلامي است. مجلسي که امروز مردمي‌ترين و انقلابي‌ترين نمايندگان را به عنوان محور اميد مردم انقلابي ايران و حتي جهان در خود جاي داده است و چشم اميد همه آزادانديشان و انقلابي‌هاي واقعي و اصلاح طلبان حقيقي است.


انتظار همه پس از سالها بي‌توجهي و کم توجهي و غفلت نسبت به مبارزه با مفاسد اقتصادي که ريشه همه فسادهاي اجتماعي است، حمايت جدي از جريان مبارزه با مفاسد اقتصادي است و روشن است که اشکالاتي و مشکلاتي در پيش روي مجلس محترم خواهد بود که با درايت و شجاعت بايد از سر راه برداشته شود. اما اصل مبارزه نبايد دچار کندي و ترديد قرار گيرد. حمايت از اين جريان مصلحانه که فعلا بخشي از آن توسط ديوان محاسبات صورت مي‌گيرد، وظيفه هر انسان دلسوز و متعهدي به سرنوشت کشور عزيز ايران اسلامي است و تا روزي که هر فرد در راس اين نهاد محترم قرار دارد دفاع از او نيز وظيفه هر شهروند علاقه‌مند به حکومتي پاک و به دور از آلودگي‌هاست.


برادر دانشمند و فرهيخته جناب دکتر حداد عادل! ‌آنچه عرض شد ارائه مشق دست و پا شکسته‌اي بود نزد استادي و برادري بزرگوار و بزرگ، اما از سر تکليف که چشمها و گوش‌هاي فراواني در داخل و خارج از کشور در انتظار نوع برخورد مقامات و مسوولان بلندپايه نظام با امر مبارزه با مفاسد اقتصادي است.


مهدي کلهر


مشاور رييس‌جمهور در امور اطلاع‌رساني و رسانه و نماينده قوه مجريه در شوراي نظارت بر صدا و سيما



محمد علي خدادوست ::: دوشنبه 7/3/1386::: ساعت 6:31 عصر


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[22/4/1387- 5:0 ص] خوش خيالي
[16/4/1387- 6:9 ص] تسليم (شعر)
[14/4/1387- 3:2 ص] لطفا (شعر)
[12/4/1387- 7:36 ص] ...مي آيم (شعر)
[2/4/1387- 3:50 ع] طعم ترش مرگ(شعر)
[14/3/1387- 6:42 ع] مرثيه دختر خورشيد
[10/3/1387- 4:26 ع] دلم به تو خوش بود (شعر)
[آرشيو شده ها]

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 8
بازديد ديروز: 6
کل بازديد :9571

>> درباره خودم <<
جلوه
محمد علي خدادوست[139]
محمد علي خدادوست، فوق ليسانس ويروس شناسي پزشکي هستم، متولد فريمان، ساکن تهران. شعر و داستانهاي خودم، موضوعات روز، فلسفه و عرفان مطالب اين وبلاگ است. (عکس بالا فرشته کوچولوي من، دخترم ريحانه است)

>> پيوندهاي روزانه <<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لوگوي وبلاگ من<<
جلوه

>>لينک دوستان<<