هرکه دوستي اش خدايي نباشد، از او بپرهيز، که دوستي اش پليد است و مصاحبت با او شوم . [امام علي عليه السلام]
جلوه

به نام او


 


آزاد بودن شرط تبليغ اسلام!


 


جناب آقاي خاتمي چند روز پيش در صحبتي گفته اند:


«  به هر حال شرايط طوري شده است که هم در ايران به من که کوچکتر از همه شما و همه ملت ايران هستم؛ هم در عرصه هاي جهاني به عنوان يک روحاني مسلمان يک نوع توجهي بشود، البته من از اسلامي دفاع مي کنم که طرفدار حقوق انسان است. من از اسلامي دفاع مي کنم که براي آزادي احترام قايل است، من از اسلامي دفاع مي کنم که در قانون اساسي آن آمده است. حاکميت بر جهان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خود حاکم گردانيده است و هيچکس حق ندارد که اين مساله را از انسان بگيردو من از اين اسلام دفاع مي کنم. و معتقدم خيلي از اين خشونت گرايي ها با روح اسلام بيگانه است. اما از معنويت اسلام از اصول اسلام. از اسلامي که خواستار استقرار يک نظام اجتماعي، سياسي ، فرهنگي، اقتصادي پيشرو هست دفاع مي کنم..»


چند نکته:


-    تکيه آقاي خاتمي بر آزادي همانند روشنفکران غربي، بر آزادي اجتماعي-سياسي است که البته بسيار ارزشمند است و به قول شهيد مطهري مقدس است اما باز هم به قول شهيد مطهري چيزي که در دنياي امروز – و درذهن روشنفکران امروزي- مغفول واقع شده آزادي معنوي است. استاد در «گفتار هاي معنوي» مي گويد:


« بزرگترين برنامه انيا آزادي معنوي است . اصلا تزکيه نفس يعني آزادي‏
معنوي : « قد افلح من زکيها 0 و قد خاب من دسيها »( 1 ) ، و بزرگترين‏
خسران عصر ما اينست که همه‏اش مي‏گويند آزادي ، اما جز از آزادي اجتماعي‏
سخن نمي‏گويند . از آزادي معنوي ديگر حرفي نمي‏زنند و به همين دليل به‏
آزادي اجتماعي هم نمي‏رسند . در عصر ما يک جنايت بزرگ که به صورت‏
فلسفه و سيستمهاي فلسفي مطرح شده است ، اينست که اساسا درباره انسان ،
شخصيت انساني و شرافت معنوي انسان هيچ بحث نمي‏کنند " نفخت فيه من‏
روحي " فراموش شده است .


ممکن است انساني باشد که همانطور که از نظر اجتماعي آزاد مرد است ،
زير بار ذلت نمي‏رود ، زير بار بردگي نمي‏رود وآزادي خودش را در اجتماع‏
حفظ مي‏کند ، ازنظر اخلاق و معنويت هم آزادي خود را حفظ کرده باشد ، يعني‏
وجدان و عقل خودش را آزاد نگه داشته باشد . اين آزادي همان است که در
زبان دين " تزکيه نفس " و " تقوي " گفته مي‏شود .
آيا ممکن است بشر آزادي اجتماعي داشته باشد ولي آادي معنوي نداشته‏
باشد ؟ يعني بشر اسير شهوت و خشم و حرص و آز خودش باشد ولي در عين حال‏
آزادي را محترم بشمارد ؟
امروز عملا مي‏گويند بله ، عملا مي‏خواهندبشر برده حرص و آز و شهوت و خشم‏
خودش باشد ، اسير نفس اماره خودش باشد و در عين حال چنين بشري که اسير
خودش است ، آزادي را محترم بشمارد . اين يکي از نمونه‏هاي کوسه و ريش‏
پهن است . يکي ازتضادهاي اجتماع امروز بشر همين است


-    کسي که اسلام را تبليغ مي کند نمي تواند بگويد من اسلامي را تبليغ مي کنم که براي آزادي احترام قائل است؛ چون اصولا اسلام خود آزادي است، تمامِ آزادي است، هم آزادي اجتماعي، هم سياسي، هم معنوي که مهمتر و زير بنايي تر است. انساني که آزادي معنوي دارد، به آزادي معنوي رسيده است مي تواند به آزادي قائل باشد، احترام بگذارد، اگر داراي قدرت شد آزادي هاي مختلف را به مردم هديه کند و آزادي شان را سلب نکند. بنابر اين شرط مبلغ بودن براي اسلام مسلمان بودن است، به طور تمام و کمال، با ظواهر و بواطن اش يعني آزاد بودن. اگر مسلمان براي تبليغ اسلام جزء کوچکي از –به زعم خويش- ظواهر اسلام را هم فدا کند ديگر داراي آزادي معنوي نيست، تقوا يا همان آزادي معنوي را از دست داده است و بنا بر اين نه مي تواند آزادي اسلامي را تبليغ کند و نه حتي مي تواند – در معرکه- به آن احترام بگذارد و معتقد باشد.


-    بهترين تبليغ اسلام و جمهوري اسلامي، نشان دادن –با حد اکثر وسع- همان چهره راستين اسلام است بدون آنکه سعي کنيم طوري آنرا بزک کنيم که به مذاق کرسي نشينان مغرب خوش آيد.


-    بهترين شيوه گفتگو استفاده از فرهنگ لغات خودي و باور داشتن آنچه داريم است و بزرگترين خطا اسلامي کردن لغات غربيان و تحويل دادن به خودشان و خودي هاست که چون از دل بر نيامده بر دل نخواهد نشست.



محمد علي خدادوست ::: دوشنبه 29/5/1386::: ساعت 11:45 عصر


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[22/4/1387- 5:0 ص] خوش خيالي
[16/4/1387- 6:9 ص] تسليم (شعر)
[14/4/1387- 3:2 ص] لطفا (شعر)
[12/4/1387- 7:36 ص] ...مي آيم (شعر)
[2/4/1387- 3:50 ع] طعم ترش مرگ(شعر)
[14/3/1387- 6:42 ع] مرثيه دختر خورشيد
[10/3/1387- 4:26 ع] دلم به تو خوش بود (شعر)
[آرشيو شده ها]

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 11
بازديد ديروز: 6
کل بازديد :9574

>> درباره خودم <<
جلوه
محمد علي خدادوست[139]
محمد علي خدادوست، فوق ليسانس ويروس شناسي پزشکي هستم، متولد فريمان، ساکن تهران. شعر و داستانهاي خودم، موضوعات روز، فلسفه و عرفان مطالب اين وبلاگ است. (عکس بالا فرشته کوچولوي من، دخترم ريحانه است)

>> پيوندهاي روزانه <<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لوگوي وبلاگ من<<
جلوه

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<



























>>موسيقي وبلاگ<<

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<