چون خشمناک شوم ، کى خشم خود را فرو نشانم ؟ آنگاه که انتقام گرفتن نتوانم ، تا مرا گويند اگر شکيبا باشى بهتر يا آنگاه که توانم تا مرا گويند اگر ببخشايى نيکوتر . [نهج البلاغه]
جلوه

بسم الله الرحمن الرحيم 


دلم مي خواهد به زمين و زمان بد وبيراه بگويم،


به اولمرت و ليوني و ساير گرگ ها و شغال ها و کفتارهاي صهيونيست که هر روز انسانهاي بي گناه محاصره شده در غره را در خون مي غلطانند بد و بيراه بگويم.


به شارون که در حال جان کندن است بد و بيراه بگويم.


به بوش که از مستي چندين ساله برخاسته و به جان بشريت افتاده بد و براه بگويم.


به نامبارک که همدست يزيديان يک و نيم ميليون انسان را محاصره کرده تا قتل و عام شوند بدو بيراه بگويم.


به عرفاتِ رفته و عباسِ خائنِ مرده که با پرچم مثلا مبارزه دريک دست، دست اولمرت را مي فشارند و پوزخند هاي احمقانه مي زنند بد و بيراه بگويم.


به اروپائياني که پز بشر دوستي شان چشم همه را پر کرده وفرياد دموکراسي خواهي شان گوش فلک را کر کرده، و در پشت هر گلوله اي که بر قلب کودکان بي گناه در فلسطين وعراق و افغانستان وآفريقا و ... مي نشيند مخفي اند بد و بيراه بگويم.


به اعراب شکم گنده که ميراث نازنين پيامبر آخر را از خود کرده اند وهر يک خود را خليفه او مي دانند و از خليفه پيامبر بودن و مقدرات امت اسلامي را به دست گرفتن همچون يزيد گور به گور شده عياشي کردن را بلدند بد و بيراه بگويم.


به سازمان هاي بي خاصيت بين المللي که از تمام فجايع در حال وقوع در جهان فقط نگران آن چيزي مي شوند که بر آنها ديکته مي شود بد و بيراه بگويم.


به سازمانهاي بي خاصيت اسلامي که فقط اسم اسلام را يدک مي کشند و به اندازه همان سازمانهاي غير اسلامي سکولار اند بد و بيراه بگويم.


دلم مي خواهد به زمين و زمان بد و بيراه بگويم.


صداي نهصد سال دعوت نوح در گوشم زنگ مي زند. صداي موسي که بعد از چهل روز برگشت و ديد همه، خدايش را با گوساله اي معاوضه کرده اند در گوشم زنگ مي زند. صداي ابراهيم و عيسي و هود و صالح...


صداي حبيب خدا در گوشم زنگ مي زند که اهل بيتش را هر روز صبح و شب با صداي بلند به «مومنين» معرفي و توصيه مي کرد.


صداي غريبانه علي ع بر فراز منبر کوفه در ميان مردم بي خاصيتِ عافيت طلب در گوشم زنگ مي زند.


صداي تنهاي امام حسن ع هنگام قرارداد صلح...


صداي بي پاسخ امام حسين در ميانه ميدان جنگ...


صداي حزين امام سجاد هنگام دعا...


صداي ناشنيده امام عصر در پس پرده غيبت در گوشم زنگ مي زند.


دلم مي خواهد به روزگار، به مردم آن روزگار ها، به زمين و زمان که گذاشت آن فجايع عظيم رخ بدهد بد و بيراه بگويم.


 



محمد علي خدادوست ::: يکشنبه 12/12/1386::: ساعت 6:15 صبح


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[22/4/1387- 5:0 ص] خوش خيالي
[16/4/1387- 6:9 ص] تسليم (شعر)
[14/4/1387- 3:2 ص] لطفا (شعر)
[12/4/1387- 7:36 ص] ...مي آيم (شعر)
[2/4/1387- 3:50 ع] طعم ترش مرگ(شعر)
[14/3/1387- 6:42 ع] مرثيه دختر خورشيد
[10/3/1387- 4:26 ع] دلم به تو خوش بود (شعر)
[آرشيو شده ها]

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 10
بازديد ديروز: 6
کل بازديد :9573

>> درباره خودم <<
جلوه
محمد علي خدادوست[139]
محمد علي خدادوست، فوق ليسانس ويروس شناسي پزشکي هستم، متولد فريمان، ساکن تهران. شعر و داستانهاي خودم، موضوعات روز، فلسفه و عرفان مطالب اين وبلاگ است. (عکس بالا فرشته کوچولوي من، دخترم ريحانه است)

>> پيوندهاي روزانه <<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لوگوي وبلاگ من<<
جلوه

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<



























>>موسيقي وبلاگ<<

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<