بسم الله الرحمن الرحيم
گام نخست در «تربيت» حل تضاد ميان «گفتار عالي» و «رفتار سافل» است و اين گامي است که به سختي مي توان برداشت. اولياء خدا، متقدم و متأخر، اين قدم را مردانه زدند و پس از آن بود که لب به سخن و تعليم مردم گشودند.
آيا چقدر آيات و روايات ما به اين ماجرا که کسي بي باور، حرفهاي مقدس و انسان ساز بزند و خود بي عمل بماند، حساسيت ورزيده باشند، خوب است؟! نمي توان حساب «شعار» را از «سلوک علمي» جدا ساخت، نمي توان به شهادت همه انبيا واوليا و شهادت تاريخ مجرب و انساني ما و به شهادت ذره ذره واقعيت هستي آدميانه.
نه اسلوب شهيد مطهري در تبيين «دين» منحصر در رهيافت فلسفي بود و نه مباحث کلامي او همچون آباء کليسا تنها صبغه دفاعي (آپلوژيکال) داشته است. مطهري در عين حال يک متفکر مهاجم بود و سيمهاي خارداري را که روشنفکران «تحصلي مشرب» ميان «عقلانيت» و «ديانت» کشيده و اجازه عبور به کسي نمي دادند، او بود که با شجاعتي حکيمانه برچيد.
مطهري، شهيد «معرفت» خود شد. متجدد نبود. زيرا اسلام را از بن، «هميشه جديد» مي دانست. اسلام احتياج به تجديد ندارد، کافي است صادقانه و عالمانه معرفي شود. چه، پويايي در ذات آن است، بي آنکه در اسلام، تعبيه کنيم تا اسلام را ديناميک کند! با اپيکورهاي عالم سياست که دين را شر عمده زندگي آدم مي دانند، بي تعارف سخن گفت. شأن او، شأن چهره سازي براي اسلام نبود، چهره گشايي مي کرد و بس.
در آثار عقلي او، حتي اگر وجه جدلي يا خطايي به کار رفته باشد، در شعاع واقع گويي و حق طلبي است و نه حسب غلبه و برتري جويي.
هرجا از فوائد دين گفته است، از «ابزار نگاري»، «کارکردگرايي» و «پراگماتيزم» بر حذر بوده و آن فوايد را به حق و حقيقت «دين» ارائه داده و هرگز «فوايد دين» را با گوهر و غرض دين، اشتباه نکرده است. نه عرفان را به ماليخوليازدگان و عشرت طلبان «عالم معني!» وانهاد و نه فقه را به جامدان و حنابله فقاهت تفويض نمود. از «اسلام ذوالجناحين» (ترکيب فقه اصولگرا و اجتهادي با عرفان نيالوده و و غيررهباني) گفت و ميان «جهاد روزه» و «نماز شب» خطبه عقد خواند. ديني فکر مي کرد، ديني احساس مي کرد، ديني رفتار مي کرد و به «روز» بود. مطهري به راستي «فقيه» و به راستي «معاصر» بود و در ميان معاصراني که فقيه نبودند، يا فقيهاني که معاصر نبودند، آن گوهر شب چراغ، غنيمتي بود!... ادامه
[16/4/1387- 6:9 ص] تسليم (شعر)
[14/4/1387- 3:2 ص] لطفا (شعر)
[12/4/1387- 7:36 ص] ...مي آيم (شعر)
[2/4/1387- 3:50 ع] طعم ترش مرگ(شعر)
[14/3/1387- 6:42 ع] مرثيه دختر خورشيد
[10/3/1387- 4:26 ع] دلم به تو خوش بود (شعر)
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 6
کل بازديد :9574
محمد علي خدادوست، فوق ليسانس ويروس شناسي پزشکي هستم، متولد فريمان، ساکن تهران. شعر و داستانهاي خودم، موضوعات روز، فلسفه و عرفان مطالب اين وبلاگ است. (عکس بالا فرشته کوچولوي من، دخترم ريحانه است)
استفاده ابزاري از «نام امام» از سوي دشمنان «راه امام» (1) [23]
آخرين حربه، هزينه کردن امام(ره) و فرزندانش! [24]
اخبار (رجا نيوز) [56]
هوم پيج انگليسي من [19]
دانلود متن کامل کتابهاي شهيد مطهري [39]
[آرشيو(6)]
يادداشت هاي من
جاء الحق و زهق الباطل
توکاي شهر خاموش
هزار نکته باريکتر زمو اينجاست
من عرف نفسه فقد عرف ربه
لينک باکس وبلاگهاي مذهبي
حوزه
پايگاه شيعه (چندين زبان)
صالحين (شرح حال عرفا)
دانلود متن کامل کتابهاي استاد شهيد مطهري
سايت خبري تحليلي رجا نيوز
خردنامه
Ja-Al-Hagh-Va-Zahagh-Al-Batel
لوح
نوشته هاي برگزيده شده [14]
شعرهاي من [35]
داستان هاي من [13]
مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين [6]
نقل قول [20]
مقاله [12]
قطعات ادبي [13]
فهرست مطالب
احساسات محرمي [7]
انديشه هاي يک عارف [2]
نام: | |
ايميل: | |


.jpg)



















