به نام او
لينک به: بخش اول مطلب بخش دوم مطلب
...ادامه:در خدمت به فرهنگ مهدوي و نقش عرفان؛ به طور کلي مي توان گفت که اشخاص و افکاري که به پويايي و نشاط و حيات تشيع کمک کرده اند به حيات فرهنگ مهدوي در جامعه نيز کمک کرده اند که شيعه يعني مکتب امامت، و مهدويت يعني تداوم امامت.
با نگاهي به تاريخ؛ زنجيره اي از عرفاي جليل القدر و فلاسفه بزرگ را مي بينيم که در کنار ساير خادمين مکتب تشيع، به حق نمايندگان امام غايب در ميان جامعه بوده اند در بسط انديشه و رفع موانع فکري آن.
از بوعلي سينا و ملا صدرا تا علامه جعفري و شهيد مطهري و ساير فلاسفه که مروج انديشيدن بوده اند تا عرفاي نامي و گمنام چون آيت الله قاضي، ميرجهاني، ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي، شاه آبادي و... که عهده دار اخلاق و سلوک جامعه بوده اند.
بزرگترين اتفاقي که در گسترش فرهنگ مهدوي افتاده است در قرن حاضر و به دست عارف کامل امام خميني (قدس سره) بوده است. بي شک انقلاب اسلامي نه تنها ايران، تشيع و اسلام بلکه جهان را از بلعيده شدن توسط شيطان نجات داد. اگر اين اتفاق ميمون نبود امروز جهان شکل ديگري داشت و مناسبات جهاني به گونه امروز نبود. اگر امروز نه تنها مسلمانان بلکه بشر دارد بيدار مي شود، نتيجه پنجه در پنجه انداختن انقلاب اسلامي با تمام دنياي شيطاني است و بر انداختن نقاب هاي رنگارنگي چون دموکراسي، حقوق بشر، آزادي، انسان مداري و... از چهره زشت و منحوس جهانخواران.
جهان در نتيجه مجاهدتهاي خستگي ناپذير مريدانِ بي ادعاي خميني عزيز، آن عارفان ره يافته اُمّي ، گامي بزرگ به سوي آمادگي قبول ولايتِ امام(عج الله تعالي فرجه) برداشته است و اميد براي نزديکي ظهور از هر زمان ديگري بيشتر شده است.
و اما محي الدين عربي:
محي الدين عربي، پدر عرفان اسلامي
من درباره مسائل اسلامي يک رفرنس معتبر و قابل اعتمادي که هميشه به آن رجوع مي کنم آثار شهيد مطهري است، چون توسط امام (ره) تضمين و تاييد شده است. محي الدين را هم از منظر شهيد مطهري تعريف مي کنم:
« يکي از عرفايي که الهام دهنده همه نوابغ عرفاني است که از قرن هفتم به بعد آمده اند، محي الدين عربي است. او خواه نا خواه پدر عرفان اسلامي است و او بود که تحول عظيم در عرفان اسلامي بوجود آورد.عرفاي بعد از او همه از او الهام گرفته اند. مولوي، حافظ، شبستري و امثال اينها شاگردان مکتب محي الدين اندبدون شک.
محي الدين عربي حاتمي طائي اندلسي . از اولاد حاتم طائي است . در
اندلس تولد يافته اما ظاهرا بيشتر عمر خود را در مکه و سوريه گذرانده
است . شاگردان شيخ ابومدين مغربي اندلسي از عرفاي قرن ششم است . سلسله طريقتش با يک واسطه به شيخ عبدالقادر گيلاني ميرسد .
محي الدين که احيانا به نام ابن العربي نيز خوانده ميشود ، مسلما
بزرگترين عرفاي اسلام است . نه پيش از او و نه بعد از او کسي به پايه او
نرسيده است . به همين جهت او را " شيخ اکبر " لقب دادهاند .
عرفان اسلامي از بدو ظهور قرن به قرن تکامل يافت . در هر قرني - چنانکه
اشاره شد - عرفاي بزرگي ظهور کردند و به عرفان تکامل بخشيدند و بر
سرمايهاش افزودند . اين تکامل تدريجي بود ولي در قرن هفتم به دست محي الدين عربي " جهش " پيدا کرد و به نهايت کمال خود رسيد .
محي الدين عرفان را وارد مرحله جديدي کرد که سابقه نداشت . بخش دوم عرفان يعني بخش علمي و نظري و فلسفي آن وسيله محي الدين پايه گذاري شد . عرفاي بعد از او عموما ريزه خوار سفره او هستند . محي الدين علاوه بر اينکه عرفان را وارد مرحله جديدي کرد يکي از اعاجيب روزگار است . انساني است شگفت و به همين دليل اظهار عقيدههاي متضادي دربارهاش شده است . برخي او را ولي کامل ، قطب الاقطاب ميخوانند و بعضي ديگر تا حد کفر تنزلش ميدهند . گاهي مميت الدين و گاهي محي الدين اش ميخوانند. صدر المتألهين فيلسوف بزرگ و نابغه عظيم اسلامي نهايت احترام براي او قائل است . محي الدين در ديده او از بوعلي سينا و فارابي بسي عظيمتر است.
محي الدين بيش از دويست کتاب تأليف کرده است . بسياري از کتابهاي او و شايد همه کتابهايي که نسخه آنها موجود است ( در حدود سي کتاب )
چاپ شده است . مهمترين کتابهاي او يکي " فتوحات مکيه " است که
کتابي است بسيار بزرگ و در حقيقت يک دائره المعارف عرفاني است .
ديگر کتاب فصوص الحکم است که اگر چه کوچک است ولي دقيقترين و
عميقترين متن عرفاني است . شروح زياد بر آن نوشته شده است . در هر عصري شايد دوسه نفر بيشتر پيدا نشده باشند که قادر به فهم اين متن عميق باشند. محي الدين در سال 638 در دمشق درگذشت و همانجا دفن شد . قبرش درشام هم اکنون معروف است .» ( مرتضي مطهري، آشنايي با علوم اسلامي جلد دوم ص132)
امام (ره) در شرح حديث بيستم در کتاب چهل حديث از محي الدين چنين نقل مي کنند:
«و از شيخ محقق، محي الدين عربي نقل است که گفته است: بدان که دين چو از آلايش غيريت و خوديت پاک گشت براي خدا خواهد بود؛ چرا که با فناي کلي تو در ذات حق، براي تو ذات و صفت و فعل و دين نمي ماند.
در غير اين حال دين به حقيقت خالص وپاک نگرديده است و براي خدا نيز نخواهد بود.»
[16/4/1387- 6:9 ص] تسليم (شعر)
[14/4/1387- 3:2 ص] لطفا (شعر)
[12/4/1387- 7:36 ص] ...مي آيم (شعر)
[2/4/1387- 3:50 ع] طعم ترش مرگ(شعر)
[14/3/1387- 6:42 ع] مرثيه دختر خورشيد
[10/3/1387- 4:26 ع] دلم به تو خوش بود (شعر)
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 6
کل بازديد :9572
محمد علي خدادوست، فوق ليسانس ويروس شناسي پزشکي هستم، متولد فريمان، ساکن تهران. شعر و داستانهاي خودم، موضوعات روز، فلسفه و عرفان مطالب اين وبلاگ است. (عکس بالا فرشته کوچولوي من، دخترم ريحانه است)
استفاده ابزاري از «نام امام» از سوي دشمنان «راه امام» (1) [23]
آخرين حربه، هزينه کردن امام(ره) و فرزندانش! [24]
اخبار (رجا نيوز) [56]
هوم پيج انگليسي من [19]
دانلود متن کامل کتابهاي شهيد مطهري [39]
[آرشيو(6)]
يادداشت هاي من
جاء الحق و زهق الباطل
توکاي شهر خاموش
هزار نکته باريکتر زمو اينجاست
من عرف نفسه فقد عرف ربه
لينک باکس وبلاگهاي مذهبي
حوزه
پايگاه شيعه (چندين زبان)
صالحين (شرح حال عرفا)
دانلود متن کامل کتابهاي استاد شهيد مطهري
سايت خبري تحليلي رجا نيوز
خردنامه
Ja-Al-Hagh-Va-Zahagh-Al-Batel
لوح
نوشته هاي برگزيده شده [14]
شعرهاي من [35]
داستان هاي من [13]
مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين [6]
نقل قول [20]
مقاله [12]
قطعات ادبي [13]
فهرست مطالب
احساسات محرمي [7]
انديشه هاي يک عارف [2]
نام: | |
ايميل: | |

.jpg)



















