هر که همراه آرزوى خويش تازد ، مرگش به سر در اندازد . [نهج البلاغه]
جلوه

بسم الله الرحمن الرحيم


طعم ترش مرگ


 


مرگ را روزي به سر انگشت دعا مي چينم


تا کنم من درد هستي را دوا مي چينم


مي دوم در باغ طاعات خدا پيش از مرگ


...و اجابت را من از باغ خدا مي چينم


مي روم از تنه ي مِيم قنوتي بالا


خوشه هاي ربنا و آتنا مي چينم


طعم مرگ ترش است و طعم زندگي شيرين، من


ترش بهر خودم، شيرين بهر شما مي چينم


سخت است در قافيه تنگ جمادات زيستن


شعر هستي را چه زيباست که رها مي چينم


مرگ شعر مرا از قافيه، رها خواهد کرد


مرگ را روزي به سرانگشت دعا مي چينم



محمد علي خدادوست ::: يکشنبه 2/4/1387::: ساعت 3:50 عصر


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[22/4/1387- 5:0 ص] خوش خيالي
[16/4/1387- 6:9 ص] تسليم (شعر)
[14/4/1387- 3:2 ص] لطفا (شعر)
[12/4/1387- 7:36 ص] ...مي آيم (شعر)
[2/4/1387- 3:50 ع] طعم ترش مرگ(شعر)
[14/3/1387- 6:42 ع] مرثيه دختر خورشيد
[10/3/1387- 4:26 ع] دلم به تو خوش بود (شعر)
[آرشيو شده ها]

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 11
بازديد ديروز: 6
کل بازديد :9574

>> درباره خودم <<
جلوه
محمد علي خدادوست[139]
محمد علي خدادوست، فوق ليسانس ويروس شناسي پزشکي هستم، متولد فريمان، ساکن تهران. شعر و داستانهاي خودم، موضوعات روز، فلسفه و عرفان مطالب اين وبلاگ است. (عکس بالا فرشته کوچولوي من، دخترم ريحانه است)

>> پيوندهاي روزانه <<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لوگوي وبلاگ من<<
جلوه

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<



























>>موسيقي وبلاگ<<

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<