سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

جبر و اختیار، از نگاهی دیگر!

ارسال شده توسط محمد علی خدادوست در 93/8/25:: 11:55 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ژنتیک، جبر آدمی!

دختر کوچولوم پدر من و مادرش رو درآورده از بد غذا خوردن و بهتره بگم اصلا غذا نخوردن!

بهترین غذایی که دوس داشته باشه رو هم مث کسی می خوره که سیر پلو خورشش رو خورده و حالا صاحب خونه یک کفگیر پلو خالی واسش می ریزه و اونم خورشش تموم شده و روش نمیشه خورش جدید واسه خودش سرو کنه!!! و بزور پلو های خالی رو دونه دونه می خوره!

مونده بودم چرا دخترم اینجوریه و کلی هم برده بودیمش دکتر واسه کم اشتهاییش.

چندی پیش، مادر بزرگ دخترم (که مادر عزیز خودم باشه) منزل ما بود که دیدم ای دل غافل این دختر ما کپی برابر اصل مادر بزرگشه!

تا حالا دقت نکرده بودم که مادر بزرگش به غذا که نگاه می کنه انگار همون مثال بالا اتفاق افتاده! 

واقعا که ژنتیک هر آدمی چقدر در چطور آدمی شدن اون فرد دخالت می کنه. حالا تصور کنین که در تک تک خصلت های روحی و جسمی فرد پیشینه ژنتیک فرد دخالت داره که گاهی ما بوضوح می فهمیم و گاهی مربوط به ژن های دورتره و ما نمی دونیم و نمی بینیم.


یهود ونصارا

ارسال شده توسط علیرضا در 92/9/5:: 9:24 صبح

دیشب ساعت 11.30 تلاوت این آیات از استاد نعینع درشبکه قرآن پخش  شد که ذکر ویادآوری آن را برای خودم ودوستان عزیز غنیمت دانستم.(سوره مائده) (کپی متن وترجمه آیات از http://www.parsquran.com)

 

اى کسانى که ایمان آورده‏اید یهود و نصارى را دوستان [خود] مگیرید [که] بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستى گیرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‏نماید (51)

 

 

 

 

 

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ?51?


 

میبینى کسانى که در دلهایشان بیمارى است در [دوستى] با آنان شتاب می ورزند مى‏گویند مى‏ترسیم به ما حادثه ناگوارى برسد امید است‏خدا از جانب خود فتح [منظور] یا امر دیگرى را پیش آورد تا [در نتیجه آنان] از آنچه در دل خود نهفته داشته‏اند پشیمان گردند (52)

 

فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَیُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ ?52?

 

و کسانى که ایمان آورده‏اند مى‏گویند آیا اینان بودند که به خداوند سوگندهاى سخت مى‏خوردند که جدا با شما هستند اعمالشان تباه شد و زیانکار گردیدند (53)

 

وَیَقُولُ الَّذِینَ آمَنُواْ أَهَؤُلاء الَّذِینَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِینَ ?53?

 

اى کسانى که ایمان آورده‏اید هر کس از شما از دین خود برگردد به زودى خدا گروهى [دیگر] را مى‏آورد که آنان را دوست مى‏دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند [اینان] با مؤمنان فروتن [و] بر کافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى‏کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏ترسند این فضل خداست آن را به هر که بخواهد مى‏دهد و خدا گشایشگر داناست (54)

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ?54?

 

ولى شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‏اند همان کسانى که نماز برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند (55)

 

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ ?55?

 

و هر کس خدا و پیامبر او و کسانى را که ایمان آورده‏اند ولى خود بداند [پیروز است چرا که] حزب خدا همان پیروزمندانند (56)

 

وهمین طور این آیه از سوره بقره :

وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ ?120?


 

 

وَمَن یَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ?56?

 

 

و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى‏شوند مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى بگو در حقیقت تنها هدایت‏خداست که هدایت [واقعى] است و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد باز از هوسهاى آنان پیروى کنى در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت (120)


روضه یعنی چی؟

ارسال شده توسط محمد علی خدادوست در 92/8/21:: 12:56 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

روضه یعنی چی؟ روضه از کجا آمد؟

 

مجالس سوگواری برای امام حسین قدمتی به اندازه خود حادثه عاشورا دارد و اولین بار هنگام دفن بدنهای شهدای کربلا توسط طایفه بنی اسد انجام شده است.

اما در طول تاریخ در زمانهایی که ممنوع نبوده و بخصوص پس از دوره صفویه منسجم تر و روش مند تر گشته است.

اما آنچه اسم این مجالس سوگواری را به روضه خوانی و مجلس روضه تغییر داد تألیف کتابی با عنوان « روضة الشهداء» بود توسط فردی بنام ملا حسین کاشفی هراتی.

وی بر اساس کتابهای مقتل و شرح های پراکنده تاریخ عاشورا کتابی جامع در چگونگی واقعه عاشورا و نحوه شهادت شهدا و به اصطلاح مقتل نوشت و آنرا وقف عام و رایگان قرار داد. این کتاب به سرعت مورد استفاده مردم برای سوگواری امام حسین (ع) قرار گرفت به نحوی که افراد با سواد (احتمالا طلاب) از روی این کتاب روضة الشهداء برای مردم می خواندند. کم کم این مجالس عزا به روضه خوانی و مختصرا روضه شهرت یافت.

این یک سنت پسندیده بوده است که ذاکر از روی کتاب و مستند برای مردم ذکر مصیبت می کرده است. این ذکر مصیبت های الان توسط مداح های بی شمار که بعضا نقل داستانهای غریب می کنند انحرافی از اصل سوگواری ست.

 



شیعه یعنی راه درست رفتن

ارسال شده توسط محمد علی خدادوست در 92/8/20:: 9:7 صبح

شیعه یعنی راه درست رفتن نه به راه درست اعتقاد داشتن

 

امام هادی علیه السلام :   

 

لو سلک الناس وادیا شعبا لسلکت وادی رجل عبد الله وحده خالصا(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 245(
 اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند ، من به راه کسی که خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت 


انیشتین یهودی، انیشتین شیعه، مستندها و شایعه ها

ارسال شده توسط محمد علی خدادوست در 91/2/12:: 12:20 عصر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انیشتین یهودی، انیشتین شیعه، مستندها و شایعه ها

مطالبی منتشر شده مبنی بر اینکه آلبرت انیشتین در اواخر عمر شیعه شده است.دوستانی هم از این دست مطالب را برای ما میل کرده و یا شفاهی نقل کرده اند.

در سرچی که من کردم مطالب در این مورد را به سه بخش می توانم تقسیم کنم:

- موضوعات قطعی و مستند

- شایعه ها و گفته ها

- سوال ها


1- مستندات:

چیز هایی که قطعی هستند و در آنها شبهه ای وجود ندارد:

- انیشتین یهودی و یهودی زاده آلمانی بوده است که حتی مادرش در مورد ازدواج وی بادختری که یهودی نبوده به همین دلیل مخالفت کرده است. (رفرنس)

- انیشتین با وجود گرایش های سیاسی به سوسیال دموکرات همواره یهودی مانده است. (همان)

- انیشتین در ابتدای تشکیل دولت اسرائیل به آنجا مهاجرت می کند. (همان)

- بنیان گذار دانشگاه عبری بیت المقدس و استاد آن دانشگاه بود. (همان)

- تمام دارایی های خود و نیز حق مالکیت استفاده از نام و عنوان خود را وقف آن دانشگاه کرد.(همان)

- در نامه ای طرح تولید بمب اتم را به رئیس جمهور آمریکا روزولت ارائه کرد که طی پروژه منهتن منجر به تولید بمب و استفاده در هیروشیما و ناکازاکی شد.(همان و + )

- دارای معشوقه های فراوان بود (همان)

- در سال 1952 ریاست جمهوری اسرائیل به وی پیشنهاد شد (همان)


2- گفته می شود: (شایعات)

- وی در سال های 1954 با حضرت آیت الله بروجردی مکاتبه داشته است. (منبع

- وی پس از همان مکاتبات و در سالهای آخر عمر شیعه شده است. (همان)

- وی حدیث معراج پیامبر را منطبق بر قانون نسبیت خود دانسته است.(همان)

- وی معاد جسمانی را برعکس قانون رابطه ماده و انرژی دانسته است (همان)

- وی صلح طلب بوده است. (منبع بخش اول)

-وی فراماسونر بوده است. (منبع و منبع )


3- سوالات:

1- شایعات مبنی بر شیعه شدن وی همه بر مبنای گفته ای است مبنی بر اینکه یک کتابی را یک یهودی عتیقه فروش رو کرده است که حاوی مطالبی در این زمینه است. آیا اصل قضیه صحت دارد؟

2- گفته می شود کتاب مزبور در موزه ایست که اجازه نسخه برداری و تکثیر و عکس برداری بدلیل ایجاد انقلاب فکری داده نمی شود. اگر کسانی چنین ترسی داشته اند چرا کتاب را که دست خود یهودی ها بوده است نابود نکرده اند؟

3- در این کتاب گفته شده انشتین از دکتر حسابی و آیت الله بروجردی به تعظیم یاد می کرده است. مصادره به مطلوب کردن از ترفند های قدیم یهود است و آیا این اجرا کردن همان ترفند برای مصادره آن بزرگان شیعه و ایران نیست؟

4- گفته شده در این کتاب انشتین ادعا کرده، پس از پیشنهاد ریاست جمهوری اسرائیل وی از آیت الله بروجردی نظر خواسته و ایشان فرموده اند: « انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی­پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است . پس شما خود را آلوده سیاست نکنید"» آیا نمی تواند تمام این سناریو برای جا انداختن همین یک جمله باشد که دقیقا خلاف یک عمر زحمات بزرگ عارف سفر کرده ماست؟

5- احتمال فراماسونر بودن وی از شیعه بودنش قوی تر می نماید و اگر چنین باشد، آیا یک فراماسونر می تواند شیعه شود؟

6- آیا پیدا شدن این کتاب (اگر فرض کنیم وجود داشته باشد) در ادامه پیدا شدن کتاب هایی مثل بخش دوم پیشگویی های نوسترا داموس نیست؟

7- آیا چنین شایعه ای مثل شایعات عجیب غریب در گذشته، برای تخمین میزان هوشمندی جامعه ما نیست؟

8- قانون نسبیت وی که گفته می شود در این کتاب مطابق معراج پیامبر دانسته شده و علت شیعه شدن انیشتین؛  درست عکس معراج پیامبر نیست؟ (اینجا و اینجا را ببینید)

9- آیا صلح طلب بودن وی با پیشنهادش برای ساخت بمب اتم و همکاری دائم وی تا ساخت آن قابل جمع است؟ آیا وی از قدرت این بمب خبر نداشته یا از پلید بودن کسانی که پیشنهاد بمب را به آنها داده بود و برایشان ساخته بود؟

10- ... شما هم سوالاتی را به این لیست اضافه کنید. حتما می توانید.

تکمیلی:13-5-92: خبرگزاری فارس گزارش داد فردی که به عنوان ابراهیم مهدوی و منتشر کننده نامه شناخته می شود وجود خارجی ندارد! اطرافیان آیت الله بروجردی هم از وجود ناهم ابراز بی اطلاعی کرده اند، شرکت بنز هم پرداخت وجهی بابت این ناهم را تکذیب کرده است.  لینک ادامه این گزارش

 


ابزار ما چیست؟

ارسال شده توسط مهدی خدادوست در 89/9/21:: 4:12 عصر

مدتی قبل از یکی از دوستان شنیدم که پروفسور مولانا یکی از بزرگان علوم ارتباطات و مشاور فعلی رییس جمهور ،در یک کتابی آورده بود که :بیشترین وبلاگ های دنیا به زبان فارسی نوشته می شوند .

به این فکر می کردم که چرا ؟در ایران ؟اینترنت خیلی عمومی شده ؟

تا اینکه جمله بعدی اون بنده خدا تمام شد.""انکه محتوا ی اغلب این وبلاگ ها مطالب روزمره و شخصی افراد برای نوعی درد دل و یا هر چیز دیگری تو این مایه ها

بعد از مدتیی دیدم این طوری نیست که واقعا تمام اینها درد و دل شخصی باشه بعضی هاشون نوعی عقده گشایی اجتماعیه تا رفع بیکاری و غیره هر چند که خیلی از این وبلاگ نویسان عزیز ""بلا نسبت خود م""غیر از این راهی برای گفتن درد  هاشون نداشتن و یا شاید بهتر باشه بگم آنچه می نویسند گفتنی نیست.اشتباه نشه منظورم فقط معترضین و موج سبز و ... نیست بلکه خیلی وقتها این وبلاگ ها مربوط به بچه هییتی ها و بسیجی هاو ... است.از پلاک بلاگ بگیر تا مثلا وبلاگ ولویان (ولایتی های)فلان شهرستان .

با خودم گفتم آیا ما اگر این تقسیم بندی قرآن که بلوک شرق و غرب،مارکسیست و... همه یه طرف واسلام یه طرف رو در نظر بگیرن (توصیه می کنم سخنرانی هویت و سبک زندگی  دکتر عباسی رو مطالعه کنین)باز هم به طرف ابزار هایی که برای جبهه و روش دیگری ساخته شده مثل سینماو اینتر نت و... میرن و نهضتface to face یا چهره به چهره بومی اسلام کهمال انتقال محتوای مخصوص خودمونه رو رها می کنن بحث خیلی مفصله اما صاف میرم سر اصل مطلب رسانه و ابزار تبلیغی اصلی ما منبر و حلقه مسجدیه با چیزی غیر از این میشه معنویتی که باید دل به دل منتقل بشه رو به مخاطب رسوند؟؟؟


بازار کار وتولید

ارسال شده توسط در 89/9/14:: 2:4 عصر

چندروز پیش برای چندمین بار بود که برای جشن عروسی به تالار یا به قول شما تهرانی ها باشگاهی دعوت شده بودیم که خارج از شهر بود .این بار یک دامداری تعطیل شده وتغییر کاربری داده .بار قبل کار خانه کشمش بود وبار قبل تر جایی که معروف به کار خانه آرد بود.
واقعا توی همچین جایی چطور می شه شادی کرد ؟


هبوط آدم، طوفان نوح، نوروز!

ارسال شده توسط محمد علی خدادوست در 88/12/26:: 12:31 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

نوروز، یعنى روز نو! در روایات ما - بخصوص همان روایت معروف معلّى‏بن‏خنیس - به این نکته توجه شده است. معلّى‏بن‏خنیس که یکى از رُوات برجسته‏ى اصحاب است و به نظر ما «ثقه» است، جزو شخصیتهاى برجسته و صاحب راز خاندان پیغمبر است. در کنار امام صادق (علیه‏الصّلاةوالسّلام) زندگى خود را گذرانده؛ بعد هم به شهادت رسیده است. این معلّى‏بن‏خنیس با این خصوصیات، خدمت حضرت مى‏رود؛ اتفاقاً روز «نوروز» بوده است، حضرت به او مى‏فرمایند: آیا مى‏دانى نوروز چیست؟
بعضى خیال مى‏کنند که حضرت در این روایت، تاریخ بیان کرده است - که در این روز، هبوط آدم اتفاق افتاد، قضیه‏ى نوح اتفاق افتاد، ولایت امیرالمؤمنین (علیه‏السّلام) اتفاق افتاد و چه و چه - برداشت من از این روایت، این نیست. من این‏طور مى‏فهمم که حضرت، دارد «روز نو» را معنا مى‏کند؛ منظور این است: امروز را که مردم، «نوروز» نام گذاشته‏اند، یعنى روزِ نو، روز نو یعنى چه؟ همه‏ى روزهاى خدا مثل هم است؛ کدام روز مى‏تواند «نو» باشد؟ شرط دارد؛ آن روزى که در آن، اتفاق بزرگى افتاده باشد، نوروز است. آن روزى که شما در آن بتوانید اتفاق بزرگى را محقَق کنید، نوروز است. بعد خود حضرت مثال مى‏زنند؛ مى‏فرمایند: آن روزى که جناب آدم و حوا، پا بر روى زمین گذاشتند، نوروز بود؛ براى بنى‏آدم و نوع بشر، روز نویى بود. آن روزى که حضرت نوح - بعد از توفان عالمگیر - کشتى خود را به ساحل نجات رساند، نوروز است؛ روز نویى است و داستان تازه‏یى در زندگى بشر آغاز شده است. آن روزى که قرآن بر پیغمبر نازل شد، روز نویى براى بشریت است - حقیقت قضیه همین است؛ روزى که قرآن براى بشر نازل مى‏شود، مقطعى در تاریخ است که براى انسانها روز نو است - آن روزى هم که امیرالمؤمنین به ولایت انتخاب شد، روز نو است.
اینها همه، نوروز است؛ چه از لحاظ تاریخ شمسى، با اول ماه «حَمَل» مطابق باشد، یا نباشد. این نیست که حضرت بخواهند بفرمایند که این قضایا، روز اول «حَمَل» - روز اول فروردین - اتفاق افتاده است؛ نخیر، بحث این است که هر روزى که این‏طور خصوصیاتى در آن اتفاق بیفتد، روز نو و نوروز است؛ چه اول فروردین، چه هر روز دیگرى از اوقات سال باشد.
خوب، من حالا به شما عرض مى‏کنم، روزى که انقلاب پیروز شد، نوروز است؛ روز نویى بود. روزى که امام وارد این کشور شد، براى ما نوروز بود. روز فتوحات عظیم و پیروزى جوانان مؤمن و ایثارگران ما در جبهه‏هاى نبرد - علیه نظامیانى که از «ناتو» و «ورشو» و امریکا و شوروى و خیلى از مراکز دیگر قدرت تغذیه مى‏شدند - نوروز و روز نو است.

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مدیران بنیاد شهید انقلاب اسلامى 21/12/1374


خاتمی و دلسوزی برای جمهوری اسلامی!

ارسال شده توسط محمد علی خدادوست در 88/9/19:: 8:35 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آقای خاتمی اخیرا به مناسبت عید غدیر در دیدار عده ای گفت که از این ستمی که بر جمهوری اسلامی می رود دلم می سوزد! (با اشاره به حوادث پس از انتخابات)

و باز مثل همیشه گفت که علی ع حاضر نشد حکومت را جز به اصرار مردم بپذیرد.

چند نکته:

- آقای خاتمی باز همچون گذشته ادبیات اسلامی را برای بیان افکار غربی و غربزده خویش به کار می برد و از امام و حضرت علی ع و  اسلام وجمهوری اسلامی برای توجیه افکار ملتقط لیبرالی و سوسیالیستی خود خرج می کند. منظور او از گفتن مردم سالاری همان دموکراسی لیبرالیستی یا سوسیالیستی و از آزادی همان لیبرالیسم است که در واقع معنی اباحی گری می دهد نه آزادی. با تفکر اومانیستی دم از اسلام می زند و لباس پیامبر نیز بر تن می کند!

 

-آقای خاتمی برای تبیین رابطه علی ع و مردم، در میان مردم می ایستد و ظاهر دفاع از علی ع به خود می گیرد و می گوید ببینید علی تا مردم نخواستند حکومت را قبول نکرد. در واقع به این ترتیب بطور ضمنی حق را به مردم می دهد نه علی ع !. آقای خاتمی به این اعتقاد ندارد که امامت شانش این چنین است، مانند پیغمبری نیست که پیام را به در خانه مردم ببرد. امامت همانند کعبه است که برجای خویش است و باید مردم به طواف او بروند. امامت بر حق است چه مردم بپذیرند یا نپذیرند و آن که ضرر می کند اگر نپذیرد البته مردم اند نه امامت. خاتمی اگر راست می گوید باید در کنار علی ع بایستد و مردم را دعوت به پذیرش حق علی ع کند و به آنها آن بصیرت را بدهد که -شورا- نکنند که علی را کنار بگذارند و دیگری را بر اساس دموکراسی بر گزینند! و خاتمی هم به علی ع آفرین بگوید (و به طور ضمنی به مردم که -حق طبیعی شان- را استفاده کردند!) که حق مردم در انتخاب را زیر پا نگذاشت!

 

-اقای خاتمی دل برای جمهوری اسلامی می سوزاند که با برخورد با اغتشاشگران بر او ستم رفته است. از ستم های دیگری نمی گوید: از این ستم که او و بسیاری که زمام امور مردم را در دست داشتند به جای فهم کلام و نظام امام و اسلام آنچه سعی بلیغ در فهمش کردند مبانی غربی اداره حکومت بود و دم از اسلام و جمهوری اسلامی زدند و جامعه را به سوی لیبرالیسم، سوسیالیسم و  دموکراسی غربی و اموی و معاویه ای پیش بردند. از این ستم نمی گوید که افکار امام مبنی بر اینکه -همه چیز دست خداست- و -لاموثر فی الوجود الا الله- را برای مردم تبیین نکردند و حتی خودشان هم تلاشی برای فهمش نکردند و جامعه را به سوی -مصرف- و به سوی -دنیا- سوق دادند و فریاد قرآن را فراموش کردند که:

ای اهل ایمان مشرکین و کفار را به دوستی نگیرید


مورالیتی، اتیک و امنیت اجتماعی

ارسال شده توسط محمد علی خدادوست در 88/9/18:: 8:17 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مورالیتی، اتیک و امنیت اجتماعی ?

مورالیتی morality یعنی گزاره های اخلاقی که از بیرون بر فرد حاکم است شامل امر و نهی های دینی، قوانین سنت و آداب، آبرو و شان اجتماعی و ...

اتیکEthic  اخلاق فردی است. هرآنچه از درون فرد را وادار به رعایت مسائل اخلاقی می کند.

تعادل بین این دو باعث امنیت اخلاقی و اجتماعی جامعه می شود و هرگونه عدم تعادل باعث عدم امنیت اخلاقی و اجتماعی در جامعه. مثلا خانمی که بر اساس اتیک و اخلاق فردی دارای حجاب است و از منزل بیرون می آید وقتی مورالیتی دچار نقصان باشد، با انواع مزاحمت ها مواجه می شود.مثلا اتومبیل ها جلوی پای او ترمز می کنند و بوق می زنند یا اینکه افرادی که از کنارش عبور می کنند به خود اجازه می دهند به وی توهین کنند.

از آن طرف افرادی که اتیک را کنار گذاشته اند با وضعیتی از منزل خارج می شوند که مورالیتی حاکم بر جامعه را نقض می کنند.

فلسفه اخلاق امروز غرب با عدم پذیرش مورالیتی و پذیرش صرف اتیک آن هم بر اساس گزاره های «انسان طبیعی Antropology» باعث حذف تدریجی هم مورالیتی و هم اتیک شده است.

 

 

?: مجموعه سخنرانی غرب شناسی، دکتر عباسی مسوول مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز

armancenter.com/PHP-Nuke/content-cat-8.html

 


   1   2      >



بازدید امروز: 35 ، بازدید دیروز: 122 ، کل بازدیدها: 659168
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ