عيب تو نهان است چندانكه ستاره بختت تابان است . [نهج البلاغه]
جلوه
  • پست الكترونيك
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسي بلاگ
  • پارسي يار
  • در ياهو
  • بسم الله الرحمن الرحيم


     


    -   اين معرفي نامه از طرف خانم دكتر فرزاني** ست. پي اچ دي فراورده هاي بيولوژيك دارم و پايان نامه ام، همان طور كه در سي وي ارسالي ام خدمت تون ذكر شده، كلونينگ و بررسي فولدينگ و فعاليت پروتئين GF1760مغز هامستر بوده. دوست دارم اگه اجازه بدين در پروژه پروتئين Nest1  باهاتون همكاري داشته باشم.


    دكتر خليفه* پاكت معرفي نامه را گرفت، درنگي كرد و به دختري كه روبروي ميزش مودب و مرتب ايستاده بود نگاه مختصري انداخت. دختر مقنعه و مانتو بلند و زيبايي پوشيده بود كه به او ظاهري بسيار متين و موقر مي داد. دكتر خليفه در حالي كه خود را از تيررس نگاه نافذ دختر دور نگه مي داشت با سايه كم رنگي از لبخند آرام و شمرده گفت:


    -   خوب، خانم دكتر فرزاني، بله؟ شما از احترام فوق العاده من به ايشون خبر داشتيد، نه؟ مي دانستيد كه رد كردن سفارش ايشون براي من بسيار دشوار خواهد بود، بله؟


    -   نه! خوب ايشان در واقع استاد راهنماي تز بنده بودند. چه خوب كه شما ايشان را اينقدر خوب مي شناسيد. من خيلي خوش شانسم كه از ايشان براي شما معرفي نامه آورده ام.


    دكتر خليفه در حالي كه چهره اش حالتي بي احساس به خود گرفته  و گويي در خلسه عميقي فرو رفته بود نگاهش را به جايي بر روي ديوار متمركز كرد و گفت:


    -        آن ايميل و آن تلفن هم از طرف شما بود نه؟


    -        نه!


    -        شما بوديد كه چند وقت قبل براي من پذيرش و اقامت و ... آورده بوديد؟


    -        نه!


    -         شما آن آقاي خيري بوديد كه مي خواستيد براي من خانه اي در شأن و مناسب تهيه كنيد؟


    -        نه استاد اين حرف ها چيه كه مي زنيد؟


    دانه هاي درشت عرق حالا بر پيشاني دكتر خليفه برق مي زد. خودش را به پشتي صندلي تكيه داد و دست هايش را طوري بر روي ميز بالا نگه داشت كه مي خواهد مطلب مهمي را بگويد وطرف مقابلش را قانع كند و گفت:


    -   ببينيد! من عددي نيستم! من اگر روزي افتخار اين را پيدا كنم كه كفش بندگان خدا را بدهند واكس بزنم از اعماق وجودم خوشحال مي شوم. چرا اينقدر به پرو پاي من مي پيچيد؟! خيالتان از طرف من راحت باشد، من هيچ جاي خاصي در دايره وجود ندارم كه بخواهيد به آن حسودي كنيد. به اندازه كافي هم كه در خدمت تان بوده ام. حالا در اين پيري مرا در تنگناي ماده رها كنيد. من تنها و تنها چيزي كه دارم ريسمان اميدي است كه به عرش فضل ورحمت خداوند بسته ام و به آن سفت چسبيده ام.  اگربه جاي آن كه اين همه به من گدا درخواست مي دهيد قدري بدرگاه خداوند خواهش مي كرديد دل مهربان خداوند حتما تا حالا شما را پذيرفته بود!


    دخترسرخ شد، بعد تغيير رنگ داد، نه تنها صورتش بلكه تمام بدنش داشت رنگ پريده تر مي شد، شفاف مي شد. چند لحظه بعد كاملا شفاف و محو شد و اثري از دختر برجاي نماند. دكتر خليفه اصلا متوجه اين موضوع نشد. در خوش غوطه ور بود. به اين فكر مي كرد كه پروژه Nest1 چرا بايد براي شيطان اهميت داشته باشد.


     اين پروژه خيلي وقت بود كه در واحد امنيت غذايي شروع شده بود اما چند وقت بود بود كه پيشرفتي نداشت. پروتئيني با فولدينگ منحصر به فرد در يكسري از غذا هاي وارداتي پيدا و تخليص شده بود كه با توجه به ناشناخته بودنش و اينكه اولين بار از محصولات Nestole (نستُله) جدا شده بود، اسمش را Nest1 گذاشته بودند چون احتمال مي دادند كه پروتئين هاي ديگري هم از اين دست پيدا كنند ولي بر خلاف تصورشان غير از Nest1 پروتئين نامعمول ديگري پيدا نشد. جالب آن بود كه علاوه بر محصولات Nestole  چند محصول ديگر خارجي از جمله كوكا كولا و مگهي (Maggi) هم عينا همين پروتئين را دارا بودند. با توجه به اينكه همه اين شركت ها از حاميان اسرائيل بودند مسئله مشكوك تلقي شده و براي تحقيقات بيشتر به واحد امنيت غذايي سپرده شده بود.


     بر روي پروتئين آزمايشات فراواني صورت گرفته بود و مشخص شده بود كه اين پروتئين، سنتتيك (مصنوعي) است اما يك شكل مشابه طبيعي هم در بدن انسان دارد كه فقط در مغز پيدا مي شود. با وجود تمركز فراوان بر روي هرگونه احتمال بيماري زا بودن پروتئين، هيچ گونه نشانه اي از مضر بودن آن به دست نيامد. در آزمايشات، اين پروتئين حتي در مواقعي كه جايگزين پروتئين طبيعي مغز هم مي شد، كاملا مي توانست نقش پروتئين طبيعي را به عهده بگيرد و تغييري در عملكرد مغز ايجاد نمي شد. احتمال داده شده بود كه اين پروتئين يك تركيب سري مغذي مربوط به اين شركت هاست كه به خاطر رقابت هاي تجاري فرمول و مشخصات آن را مخفي نگه داشته اند.     


    دكتر خليفه مثل هميشه كه در مواضع گنگ و مبهم تعلقش از همه چيز از جمله عقلش بريده مي شد، در حالي كه چشمه هاي اشك  در دو گوشه چشمانش شكل مي گرفت و در حالي كه داشت از اتاق خارج مي شد با خودش زمزمه مي كرد:


    خـــدايا! روسياهم روسيـاهم


    پر از گريه پر از اندوه و آهم


    من از هر چشم نافذ مي گريزم


    اگر دائــــم نباشي در نگاهم


    خدايا! مشكلم را مرتفع كن


    كه دايم مي شوم خود سد راهم...


    ...ادامه دارد


     


     بخوانيد جالب است: آيا صبح نزديكتر شده است؟


    بخوانيد، جالب تر است!: عرق گير پوش هايي كه زيرنسيم خنك كولر براي خط شكن ها جزوه -مبارزه با نفس- مي نويسند!!!








    * : براي توضيح بيشتر به داستان «راز» در همين وبلاگ مراجعه شود



    محمد علي خدادوست ::: شنبه 21/2/1387::: ساعت 7:56 صبح

    ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ

    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 6
    بازديد ديروز: 32
    كل بازديد :8273

    >>اوقات شرعي <<

    >> درباره خودم <<
    جلوه
    محمد علي خدادوست[130]
    الهي چون است كه چشيده ها خاموشندو نچشيده ها درخروش؟* الهي خفتگان را نعمت بيداري ده و بيداران را توفيق شب زنده داري (حسن زاده آملي) ********* بار توحيد هر كسي نكشد *** طعم توحيد هر خسي نچشد (سنايي)********* ياد او اندر خور هر هوش نيست*** حلقه او سخره هر گوش نيست (مولانا)************ نيستي را برگزين اي دوست اند راه عشق *** رنگ هستي هركه بر رخ دارد آدم زاده نيست ***** سالها بايد كه راه عشق را پيدا كني *** اين ره رندان ميخانه است، راه ساده نيست(امامنا روح الله) ************ اين قافله از صبح ازل سوي تو رانند *** تا شام ابد نيز به سوي تو روانند(امامنا روح الله)********** پشت اين پرده چه رازي است برايم بگو *** ما در آنيم چه بازي است برايم بگو (من) ****************** ...و ************* لا مؤثر في الوجود الا الله************* ليس في الدار غيره ديار************* *********************** ختم: الله نور السماوات و الارض *********************** مطالب اين وبلاگ شعر است كه خودم گفته ام يا اگر از ديگران است گوينده را مي گويم. فلسفه و عرفان. و موضوعات روز داستان هم مي نويسم و ...

    >> پيوندهاي روزانه <<

    >> موضوعات وبلاگ <<

    >>لوگوي وبلاگ من<<
    جلوه

    >>لينك دوستان<<

    >>لوگوي دوستان<<

    >>موسيقي وبلاگ<<

    >> فهرست موضوعي يادداشت ها <<

    >>آرشيو شده ها<<

    >>اشتراك در خبرنامه<<

    نام:

    ايميل:

     

    >>طراح قالب<<