[ و فرمود : ] کارها چنان رام تقدير است که گاه مرگ در تدبير است . [نهج البلاغه]
جلوه

به نام او


شيعياني خوش خيال!


حضرت علي ع در نهج البلاغه مي فرمايند:


«...اما هجرت جايگاه نخستين خويش را دارد – که خداوند را به زمينيان نيازي نباشد چه در تقيه و چه در مبارزات علني- و هجرت بر کسي اطلاق نمي شود مگر با شناخت حجت خدا در زمين؛ و آن که او را بشناسد و با معرفت و شناخت به وجودش اقرار کند، مهاجر راستين باشد... باري جريان ما دشوار و پيچيده باشد (صعبّ مستصعب) و به دوش کشيدن بارش را هيچ کس نتواند، مگر آن بنده اي که خداي قلبش را آزموده باشد و نيز جز سينه هاي امانت دار و انديشه هاي استوار ژرفاي سخن مار را درنيابد!...»


 


هجرت از بيت نفس سلوک مي خواهد و سلوک راه مي خواهد و صراط المستقيم حجت خداست و کسي نمي تواند به راستي هجرت کند و مهاجر نام گيرد مگر آنکه بر صراط حجت خدا گام نهد و پس از شناختن او و معرفتش پا جاي پاي او بگذارد.


خوش خيالي بسياري از ما شيعيان جاي بسي تعجب دارد که دارا بودن آن امر صعب مستصعب را هر کسي داعيه دار است. هر کسي که خود را شيعه مي داند. امري عظيم چون ولايت و شناخت حجت خدا و عشق او را همه گمان مي کنند که دست يافته اند و ذخيره کرده اند براي شب هاي شهادت و ولادت و قدر و بعد از مرگ براي شفاعت. بقيه ايام هرکس کار خويش مي کند و بر مدار هواهاي خويش مي گردد و در همان حال خود را عاشق ائمه ص نيز مي داند. مي ترسم که اين خوش خيالي کار دست مان دهد و در پس اين امروز فردايي باشد که شفاعت به آن کس برسد که با حضرات معصومين و به دنبال آنها سلوک کرده باشد و خوش خيالاني چون ما را شيطان با سرابي به جاي آب مشغول داشته باشد.


قصه عاشقي ما و عشق به آن بزرگواران درد آور تر است. يک عشق زميني به جمال زيبا رويي با خور و خواب و خشم و شهوت نمي سازد و عاشق را از همه چيز جدا مي کند و بسته و خسته معشوقه مي گرداند؛ اما گويا عشق ما به ائمه با همه چيز مي سازد. عاشق حضرت علي ع مي تواند سير بخوابد در حالي که در اطرافش بي نواياني گرسنه به خود مي پيچند، مي تواند دروغ بگويد، مي تواند خيانت کند، مي تواند دست در بيت المال ببرد، مي تواند اسراف کند، مي تواند .... عاشق حضرت بقيه الله عج مي تواند پشت به ولايت فقيه و رو به سکولاريسم بنشيند،  مي تواند توي تاکسي ، مي گويند فلان، و شنيده ام بهمان بلغور کند، مي تواند هر روز کشته شدن چندين زن و کودک و جوان و پير فلسطيني و لبناني و عراقي و سوداني و .. را ببيند، مي تواند راه پيمايان روز قدس را مسخره کند، مي تواند براي دموکراسي سينه چاک کند، مي تواند در انتخابات شرکت نکند يا اگر مي کند ببيند کي عضو کدام حزب است تا راي جناحي بدهد وحتي مي تواند گرد يک عمامه دار مدعي خرق عادات و کرامات و نيابت را بگيرد و سر پليس را به سنگ جهالت بشکند.


عاشق حضرت فاطمه س مي تواند...


عاشق حضرت اباالفضل مي تواند...


عاشق امام حسين ع  مي تواند...


... و چه غم انگيز است اين قصه عاشقي جاهلانه هوس آلود ما.


 


 



محمد علي خدادوست ::: دوشنبه 24/7/1385::: ساعت 4:52 عصر


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[22/4/1387- 5:0 ص] خوش خيالي
[16/4/1387- 6:9 ص] تسليم (شعر)
[14/4/1387- 3:2 ص] لطفا (شعر)
[12/4/1387- 7:36 ص] ...مي آيم (شعر)
[2/4/1387- 3:50 ع] طعم ترش مرگ(شعر)
[14/3/1387- 6:42 ع] مرثيه دختر خورشيد
[10/3/1387- 4:26 ع] دلم به تو خوش بود (شعر)
[آرشيو شده ها]

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 11
بازديد ديروز: 6
کل بازديد :9574

>> درباره خودم <<
جلوه
محمد علي خدادوست[139]
محمد علي خدادوست، فوق ليسانس ويروس شناسي پزشکي هستم، متولد فريمان، ساکن تهران. شعر و داستانهاي خودم، موضوعات روز، فلسفه و عرفان مطالب اين وبلاگ است. (عکس بالا فرشته کوچولوي من، دخترم ريحانه است)

>> پيوندهاي روزانه <<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لوگوي وبلاگ من<<
جلوه

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<



























>>موسيقي وبلاگ<<

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<